شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

چراغ جادو
+ *سلام دوستان* :D بعد از ظهرتون بخير:D اينجا هوا عاليه..نم بارون و خنکاي هوايي پاييزي:D امروز که گلامو گذاشتم تو تراس تا از اين هوا اونا هم مستفيض بشن..چشمم افتاد به اين که زير عکسشو براتون گذاشتم:D اگه گفتيد چيه؟

شميم دوست
48 ثانيه قبل
*قاصدك*
سلام ، برگاش زرد شد؟
بعدی همه 45 نظر قبلی
عرفان وادب
{a h=zirasmoonekhoda313}شميم دوست{/a} گلي که ميوه ميده ديگه:D..از اون اناناس واقعيا:D..حالا نميدونم واسه من ميوه ميده يا نه .. حالا که برگه همش..الان 1سال و 3 ماهشه بچم:D
شميم دوست
{a h=yohana}عرفان وادب{/a} جدي ميگي؟ ميوه ميده؟:D

*سحربانو*

+ -خدا کند به کسي چون خودت دچار شوي! که بي قرار نباشد؛که بي قرار شوي...
شميم دوست
2 دقيقه قبل
*سحربانو*
...
دهکده موسيقي
=)
همه 5 نظر
مبارز..
الهييييي آمين :-) که جيگرمان حال بيايد ‌‌...:D
‍‍‍‍* راوندي *
سلام سحر بانو از حضورتان خشنود شدم :)
+ مراسم انگور چيني و ياسين جانمون:)


غزل صداقت
26 دقيقه قبل
لوکيشن: روستاي نيکوئيه:)
اخي الهي... به به عجب انگورايي... چه روستاي زيبايي=)
بعدی همه 55 نظر قبلی
در انتظار آفتاب
{a h=djalireza}||عليرضا خان||{/a} @};- مچکر از حضورتون
غزل صداقت
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} ممنونم :)
+ سلام به همگي دوستان خوب هم بلاگي... چقدر دلم براي نوشتن تنگ شده... چقدر دلم براي اينجا بودن تنگ شده... خوبين همگي ان شاء الله:)
غزل صداقت
26 دقيقه قبل
Neveshthe
سلام... خوبيد! چرا کم پيداييد؟
مبارز..
سلاااااام .. الان من بگم دلم براتون تنگ شده بود تعجب ميکنيد .. ولي واقعيته=)@};-
بعدی همه 67 نظر قبلی
پيام رهايي
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} آهان..اوهوم:))
غزل صداقت
{a h=peiam}پيام رهايي{/a} برعکس گفتم چون زياد نميام..مديوني فکر کني سوتي دادم:دي
+ تو را خدا به زمين هديه داده، چون باران که آسمان و زمين را به هم بياميزي . . . فاضل نظري
غزل صداقت
ديروز 11:57 عصر
مبارز..
به به=)@};- خدا قسمت همه بکنه@};-
بسيار زيبا @};-
همه 6 نظر
غزل صداقت
{a h=emozionante}.: فاطمه بانو :.{/a} روزيتون کربلا:)
غزل صداقت
{a h=goldenrose}دهکده موسيقي{/a} قسمت هر کسي که دلش ميخواد..
+ [تلگرام] بامن بمان کنارِ غزل زيرِ نورِ ماه اي در حضورِ چشمِ تو آيينه سربراه دور از نگاه خلق بِچشمم نگاه کن يک يک نظر کنيم بِهم ساده،بي گناه #مهدي_زکي_زاده انجمن #رويش يکشنبه ها عصر.فرهنگسراي استادشهريار
غزل صداقت
ديروز 11:55 عصر
+ [تلگرام] آقا يه سوال : بنظرتون اوني که اولين بار ساعت رو اختراع کرده از کجا ميدونسته ساعت چنده که تنظيمش کنه ؟ دو روزه دارم ديوونه ميشم...
غزل صداقت
ديروز 11:48 عصر
freand
نميدونم. شايد از طريق نجوم
2-محرم
هه از طريق ساعت هاي خورشيدي
همه 7 نظر
هما بانو
:) :)
+ به نام خدا * با سلام به همه كساني كه احساس مي كنند ذوق ادبي دارند و دوست دارند شعر بگويند از تك مصرع و تك بيت شروع كنند سعي كنند وزن ( آهنگ ) مصرع و يا بيتشان درست باشد ( داراي آهنگ باشد ) در تك مصرع و تك بيت نياز چنداني به رديف و قافيه نيست ولي مشق خوبي براي اين خواهد بود كه ذهنشان بتواند در يك وزن كلمات ديگري را براي بيت هاي بعدي بگنجاند *
غزل صداقت
ديروز 11:47 عصر
من في البداهه چند مصرع و بيت درست مي كنم تا راحتي كار را نشان دهم :
براي آمدنت انتظار آوردم
بعدی همه 40 نظر قبلی
{a h=uld}« لنگرودي »{/a} ممنونم چشم حتما :)
غزل صداقت
تشکر بابت اين فيد
+ بسم ربّ الحسين اي حسين ! * حاء و سين و ياء و نون اسم تو شرح « سوفَ تعلمون » اسم تو در حريم عقل غوغا مي كند هركه مي گيرد جنون اسم تو ! تيغ رويانيده بر دستان عشق قطره هاي سرخ خون اسم تو هيچ كس مولاي من ! ... آگاه نيست جز خدا از چند و چون اسم تو ! * #لنگرودي
غزل صداقت
ديروز 11:47 عصر
تيغ رويانيده بر دستان عشق..... قطره هاي سرخ خون اسم تو
مبارز..
چقدر زيبا

* کميل *

+ [تلگرام] واي باران باران شيشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسي نقش تو را خواهد شست؟
غزل صداقت
ديروز 11:46 عصر
هما بانو
چقد قشنگ جناب کميل .. عکس توليدي هست بزرگوار؟
هما بانو
اسم گل گلدون وسطي * آگاو * هست و گل راست و چپي هم * موسي در گهواره * يا * رهوئو* است
همه 5 نظر
هما بانو
https://florist.ir/wp-content/uploads/2016/07/aqaa.jpg
* کميل *
{a h=banoyedashteroya}هما بانو{/a} نخير ؛ سرقتي مي باشد ، بابت عکس ها و معرفي هم تشکر مي کنم

آواي روستا

+ [تلگرام] لگد خران گويند درگذشته دور در جنگلي شير حاکم جنگل بود ومشاورارشدش روباه بود وخر هم نماينده ي حيوانات در دستگاه حاکم بود. باوجود ظلم سلطان وتاييد خروحيله روباه،همه حيوانات، جنگل را رها کرده وفراري شدند،تا جايي که حاکم ونماينده ومشاورش هم تصميم به رفتن گرفتند. درمسير گاهگاهي خرگريزي مي زد وعلفي مي خورد. روباه که زياد گرسنه بود به شير گفت اگرفکري نکنيم تو ومن از گرسنگي مي ميريم وفقط خر زنده مي ماند، زيرا او گياه خوار است ،شير گفت چه فکري روباه گفت خرراصدا بزن وبگو ما براي ادامه مسير نياز به رهبر داريم. وبايد از روي شجره نامه دربين خود يکي را انتخاب کنيم و از دستوراتش پيروي کنيم. قطعا تو انتخاب مي شوي وبعد دستور بده تا خر رابکشيم وبخوريم. شير قبول کرد وخررا صدا زدند وجلسه تشکيل دادند، ابتدا شير شجره نامه اش را خواند وفرمود جد اندرجد من حاکم وسلطان بوده اند وبعد روباه ضمن تاييد گفته ي شير، گفت: من هم جد اندرجدم خدمتکار سلطان بوده اند، خرتااندازه اي موضوع را فهميده بود ودانست نقشه ي شومي در سردارند گفت من سواد ندارم شجره نامه ام زير سمم نوشته شده , کدامتان باسوادي آن را بخوانيد ، شير فورا گفت من باسوادم ورفت عقب خر تا زير سمش رابخواند خر فورا جفتک محکمي به دهان شير زد وگردنش را شکست. روباه که ماجرا راديد روبه عقب پا به فرار گذاشت ، خر اورا صدا زد وگفت بيا حالا که شير کشته شده بقيه راه را باهم برويم ، روباه گفت نه من کار دارم خر گفت چه کاري گفت مي خواهم برگردم وقبر پدرم را پيدا کنم وهفت بار دورش بگردم وزيارتش کنم که مرا نفرستاد مدرسه تا با سواد شوم وگرنه الان بجاي شير گردن من شکسته بود. باسوادان بيشتر درمعرض لگد خرند... #مثنوي_معنوي #مولانا
+ سازمان بهداشت جهاني: همجنسگرايي به خودي خود هيچ ايرادي در قدرت تعقل، ثبات رواني، قابليت اطمينان يا توانايي اجتماعي و شغلي فرد ايجاد نميکند بنابراين به تنهايي يک اختلال محسوب نمي شود.
اسپايکا
ديروز 11:18 عصر
اسپايکا
همجنسگرايي از نظر علمي يک بيماري نيست، اين افراد از اونجايي که دست خودشون نبوده که داراي اين گرايش بشن.. پس گناهي ندارن که بخاطرش مجازات شن اونهم اعدام.. ايران، عربستان و چند کشور افريقايي ديگر براي اين گونه افراد مجازات اعدام دارن.. عکس: يکي از نمادهاي دگرباشان
با سلام / حالا شما داريد اين نظر رو تأييد مي فرماييد !؟
بعدی همه 12 نظر قبلی
غزل صداقت
جل الخالق از دست سازمان بهداشت جهاني:-|
اسپايکا
{a h=uld}« لنگرودي »{/a} شايد به موضوع کمي تک بعدي نگاه ميکنيد، قانون ازدواج همجنس گرايان پاسخ به حق زندگي انسان هاييست که خدا جنسيت و روحيات اونها رو متفاوت از هم خلق کرده.

* کميل *

+ [تلگرام] يا طبيب من لا طبيب له ... شفايم را بده ...
2-محرم
ديروز 11:9 عصر
هما بانو
چقد قشنگ ...
بسي زيبا
* کميل *
@};-@};-
+ [تلگرام] عليرضا عباسي عهد مردانگي طارم، اين ياقوت پنهان زنجان که با برگ درختان زيتون پوشانده شده و در تمامي فصول سال شال سبزي بر دوشش انداخته است و رسالت سرسبزي و طراوت را بتنهايي برعهده گرفته بزرگترين رودخانه ي طارم قزل اوزن که خون حيات به ريشه درختان انار و زيتون تزريق ميکند تا مردمي که آفتاب بالا نيامده آستين همت بالا ميزنند تا نفسي براحتي بر سينه دم و بازدم کنند و دل مزارع را با آبياري بدست آورند تا در موسم برداشت دست رد به سينه کشاورزان و باغداران نزنند دورتا دور طارم کوهها همچون سپري دفاعي سربه آسمان کشيده اند و دشت سرسبز را نگهباني ميدهند تا ازهر گزندي در امان بماند اين غيرت و مردانگي را ميتوان از غار خفته ي خرمه نسر فهميد شايد يک روز سر برون آورد و اسراري که در دلش حبس کرده را فاش کند اسراري از بي وفايي مردمي که حتي يکبار در سال به او سر نميزنند و حالش را نميپرسند و او را در تنهايي و عزلت رها کرده اند در طارم براحتي ميتوان در کنار رودخانه هاي کوچک و بزرگ و چشمه هاي هيجان زده به زندگاني و نفس کشيدن روز و شب سپري کرد و يک خواب پر از لذت همراه با سمفوني سپيده دم پرندگان به چشمان بهت زده از اين نگين ايران زمين به بستر برد شب هاي طارم با آواز و نغمه هاي انواع پرندگان که نجواي شبانه شان را با مردم خسته از کار روزانه در ميان ميگذارند ميتوان مامن آرامش ناميد و گاهي خوابيدن بر روي سبزه هاي باغ هاي هزار ميوه و خيره به ستارگان که دو چشمي از مزارع مراقبت ميکنند هزاران فکر متولد نشده را به شروع زندگي وا داشت با بانگ سحرگاهي موذن و به پيشواز خدا رفتن در شاليزارهاي برنج طارم و به قبله ايستادن تک تکشان لحظات نابيست که نصيب هر آزاده اي نميشود گاهي باد ها با زوزه هاي عجيب برگهاي درختان زردآلو را به رقص مي اندازد، در اين جنگ ماندن و سقوط برگي برنده ميشود که مهرش را به باغبان پرداخت کرده و اين قانون در يکايک باغهاي طارم مشقي است رونوشت به تمامي درختاني که هزار رنگ بر زمين خلق ميکند طارم را ديگر نه خبر از برف و باران هاي ساليان دور است و نه از سيلهايي که تمام متعلقات يک عاشق دلسپزده را باخود ميبرد، اما همان مقدار کمي سهم مردمي است با دل پرغصه و چشمان پر از انتظار آرام و پرنور انتظارش را ميکشند در ييلاقات طارم اقيانوسي از مه به پا ميخيزد تا چشم تمام عالميان را خيره کند ييلاقات محل آمد و شد حيوانات کم ياب است که گاهي با قساوت قلب شکارچيان به مرز انقراض و نابودي ميرسند و ابهت شاعرانه و پر شکوه مناظر را به مخاطره مي اندازند در ييلاقات طارم بدور از ابزار آلات ديجيتال يعني سفر به 200 سال قبل. در اجاق آتشي سرخ و خوردن يک چاي دبش آرزوي براورده نشده انساني است که آنجا تحقق مي يابد و او تنه هاي درختاني را به دوش ميکشد که چندين قرن حرف هاي ناگفته با خودشان در اجاق هاي گلي ميسوزانند طارم از شمال دست در شانه هاي گيلاني ها انداخته و در مرزي ديگر دست به گريبان اردبيل برده چه جنگلها و راه هاي نرفته اي که هنوز به کشف در نيامده و رنگ زندگي مدرن را به خود نديده اند طارم اين سرزمين شريف با مردمي نجيب سرشار از عقبه ي تاريخي و سوابق ميهمان نوازي زيادي که هر که آمده و رفته يک بغل حرف در خورجين ذهنش خاطرات شيرين براي بازگو کردن دارد پاييز و زمستانهاي نه بسيار سرد و نه فجيع بار گرمي در طارم حکمفرماست فصلهايي که آغوش مهربان خود را باز کرده تا از هر که به ميهماني فصل ها مي آيد استقبال کنند در طارم بوي شاليزار ها شامه ي هر رونده اي را به بازي ميگيرد و شايد تا آخر سفر مست و مدهوش از اين فضاي معلق احساس در حافظه ي بلند مدت شان حکاکي شود در طارم تا چشم کار ميکند درخت سبز است درختي که از ازل با آب پيمان اخوت بسته تا سبز بماند و اين درخت هماني است که در قرآن به شرافتش قسم ياد شده و براي سبز ماندنش رودخانه ي قزل اوزن رسالتي سنگين بر دوش دارد تا مادام سيرآبشان کند اما در طارم هيچ سد و آب بندي مشاهده نميشود و اين اعجاب دنياست که با اينهمه دار و درخت چگونه قزل اوزن به تنهايي و بي هيچ پشتوانه اي نه سدي نه آب بندي تا نوک کوهها و و اعماق دره ها مشت مشت آب با خود ببرد و به خورده شدن زمينهايي که به او تعلق دارد هم خرده نگيرد ! هيچ آزاده اي نيست بگويد که کجا ميرود اينهمه سال آب بارانهايي که بخاطر دوستي و رفاقت ديرينه ي مردم و قزل اوزن از هيچ محبتي دريغ نميکند و بي وقفه بدون هيچ چشمداشتي فرو ميريزد تا دوستش جان بگيرد!? در اين مسير پر تنش و پر از اندوه گاهي قزل اوزن از جان خود مايه ميگذارد و تا بيماري و نفس نفس زدن پيش ميرود اما مردانه مي ايستد و ميجنگد و دل هيچ مردي برايش نميتپد شايد يک روز از غصه ي بيخيالي همراهان و ملزمانش قلبش از تپش بايستد و از غصه ي بيخالي دق کند پايان مهر 97 @khialha
غزل صداقت
ديروز 11:2 عصر
مبارز..
چه متن دوسداشتني هست
پر از حسهاي خوبه... چرا نذاشتيد وبلاگ
بعدی همه 10 نظر قبلی
{a h=yajaavad}انديشه نگار{/a} ممنونم از حضورتون
{a h=emozionante}.: فاطمه بانو :.{/a} از اظهار نظر شما خواهر بزرگوار که هميشه مشوق بنده بودين کمال امتنان و تشکر را دارم
ساعت ویکتوریا
درد واره
0 امتیاز
0 برگزیده
363 دوست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مهر ماه
vertical_align_top